تبلیغات
فرص الخیر

فرص الخیر
فرصت های نیک را غنیمت شمارید که مانند گذشتن ابرها می گذرند(امام علی (ع))
قالب وبلاگ
نویسندگان
بسم رب الشهدا
یادم هست که یکی از اساتیدم که از کلاسشان لذت بسیاری نصیبم شد در شرح یکی از موضوعات اقتصاد ایران راجع به موضوع جالب و مهمی برای ما صحبت کرد. می گفت که "درسی هست در معتبرترین دانشگاه های دنیا که حتی کرسی استادی هم دارد، اما کلاسی نیست که این درس در آن آموزش داده شود. یعنی فضایی نیست که استادی در آن به عده ای شاگرد درسی بیاموزد. این درس که حتی در همین تعریف ساده هم با تناقضی جدی روبروست، اسم بامسمایی هم دارد: IMAGE MAKING، وظیفه اصلی چنین فنی ( البته اگر اطلاق واژه "فن" درباره آن درست باشد)، ایجاد تصورات و تصاویر ذهنی از یک پدیده در ذهن عده ای از مردم است." مثالی که ایشان مطرح کرد این بود که شما از فلسطین اشغالی چه تصوری دارید، همه یکی یکی چیزهای مشابهی را مثال زدیم: انتفاضه، جوانانی با صورتهای پوشیده شده و....، استاد گرامی لبخندی زد و گفت که اگر شما همین سوال را از یک چوان اروپایی بپرسید، خواهد گفت: ساختمان های بلند، ماشین های شیک، ثروت و هر آنچه که رسانه غربی از موقعیتی به نام " اسرائیل" برای آن ها نمایش می دهد. من اصلا و ابدا بحثم در اینجا وجود و یا عدم اسرائیل نیست. که به عقیده شخص من اسرائیل تنها جغرافیای سایه هاست که با کمی نور حق طلبی و آزادی خواهی ملت های دنیا برای همیشه در روشنایی گم خواهد شد. مسئله دو تصویر کاملا متفاوت از دو رسانه است؛ آن هم از یک موضوع واحد.
مسئله شاید این است که در این دنیایی که پر از اطلاعات است و این اطلاعات از طریق رسانه های مختلف دیداری و شنیداری و مکتوب و مجازی در اختیار ما قرار می گیرد، ما بیش از آن چه که تصور کنیم در دام تصویری که این رسانه ها برای ما می سازند گرفتاریم. تخصصی در امور رسانه ندارم اما عقل حکم می کند که چنین نتیجه بگیرم که رسانه ای موفق است که بداند دقیقا از چه صحبت می کند و جامعه هدف خود را بشناسد. بداند که چه موضوعی را در چه قالبی می خواهد به خورد مخاطب بدهد. به چیستی و چگونگی پدیده مورد نظرش احاطه داشته باشد و به خوبی بداند که این چگونه این پدیده را معرفی و قالب بندی کند که مخاطب به شکل شایسته ای از تعریفی که ارائه می دهد بهره ببرد. و من به عنوان یک مخاطب کاملا عادی رسانه های داخلی می خواهم بگویم که رسانه ما و به ویژه صدا و سیما در تحقق تصورات من بسیار ضعیف است.
من به عنوان مخاطبی که با چشمانی باز به پیرامونم نگاه می کنم و در کنار درک شخصی ام از اوضاع اجتماعی به انواع و اقسام خبرگزاری ها سر میزنم و بعد ساعاتی از شب را پای تلویزیون صرف می کنم؛ معتقدم که صدا و سیما- مخصوصا در حوزه فیلم و سریال- در معرفی پدیده ها و حتی بدیهیات به تغییراتی جدی احتیاج دارد. راه دور نمی روم. یکی از چیزهایی که به درستی در رسانه تعریف نشده " من" هستم. بله؛ من. به عنوان یک جوان. من به عنوان یک جوان در حال تحصیل پر از ذغذغه. من به عنوان یک جوان در حال کار پر از شور و شوق. من به عنوان یک انسان.
من تصویری از خودم در رسانه ملی نمی بینم. چرا راه دور برویم؟ نمونه اش همین سریال "راه طولانی". جوانهای این فیلم و بسیاری فیلم های دیگر حد وسطی ندارند. میان لوس و ننر بودن و زیاده از حد خوب بودن سرگردانند. یا دائم در حال نق زدنند و یا از همه چیز راضی. کسی در این میانه نیست. گاهی بدجنس و مسئولیت ناپذیرند و گاهی حتی روی فرشته های خدا را هم سفید کرده اند
و این مرا دلزده می کند. و کمی هم نگران. نگرانی من وقتی بیشتر می شود که می بینم بسیاری از همین سریالها از شبکه آی فیلم و برای مخاطبین عرب زبان پخش می شود. آیا واقعا آن روحیه جوانی که ما به آن میبالیم و امید داریم که ایران اسلامی را بلند آوازه کند از چنین جوانانی انتظار می رود؟ چرا هیچ یک از فیلمسازان حاضر نیستند که تصویر معقولی از یک جوان ایرانی ارائه بدهند؟ بگذریم که اگر بنا باشد به بررسی تصویر جوان مذهبی حزب اللهی بپردازیم اوضاع از خراب هم چیزی آن ور تر است و هیچ ندارم که بگویم
می میخواهم بدانم که زندگی من جوان معمولی ساکن ایران اسلامی چه جایی در رسانه ملی دارد. میخواهم بدانم که دغدغه های من کدام بخش از ساعت پخش صدا و سیما را پر می کند. میخواهم بدانم آیا هیچ یک از فیلمسازان و برنامه سازان تلویزیونی حاضرند که همراه من و در خانه معمولی من زندگی کنند، دوربین را گوشه اتاق ساده من بگنجانند، همراه من به دنبال اتوبوس بدوند؟ کنار من با همه سختی ها و آسانی ها کار کنند؟ خستگی های مرا به خانه ببرند؟ و بعد بنشینند و کنار من از نواقص و اشکالات تصویرسازی های دیگران انتقاد کنند؟
و من در تمام مدت نوشتن این چند خط تمام مولفه های عقیدتی و سیاسی خودم را کنار گذاشته ام و نگاه ارزشی به مسئله ندارم. شاید اگر به این سوالم پاسخ داده شود که چرا میان جوانی ما و تصویر جوانی ما این همه فرق هست آن وقت به وجه ارزشی ماجرا هم پرداختم.
کسی برای سوال من پاسخی ندارد؟
====
پ.ن های ضروری-----> هر چه در این پست نوشتم صرفا دغدغه های شخصی است. متخصص رسانه نیستم که بخواهم وارد ریزه کاری ها بشوم
قطعا یک نقد زمانی درست است که نقاط + و _ را توأمان بگوید. اما من معترفم که درباره آنچه گفتم، نکته مثبتی در ذهن ندارم. اگر کسی سراغ دارد لطفا به من هم بگوید

پ.ن دلی: بهانه این نوشتار میلاد مولایم علی بن الحسین است و روز جوان
روز جوان بر همه جوان های این مرز و بوم مبارک
انشاء الله که جوانی ما صرف رضایت مولایمان حجة بن الحسن و سربازی اش شود.
سلامتی ش صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 



برچسب ها: جوان ایرانی، رسانه، جوان ایرانی و رسانه، تصویر سازی از پدیده ها، IMAGE MAKING، جوانی کردن، روز جوان،  
[ شنبه 10 تیر 1391 ] [ 10:21 ب.ظ ] [ رهرو شهدا ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


در میان رسم های عالم رهروی شهدا را برگزیده ام به امید شهادت
===========
فرص الخیر یعنی این:
حضرت ماه:
نكته اوّل مغتنم شمردن این فضا، جوانى، فراغت و نورانیّتى است كه بحمداللَّه در شما وجود دارد، و این فرصتْ پایه همه چیز است.
نكته دوم را كه باز مربوط به همین ویژگیهاست و باید به شما عزیزان عرض كنم، اغتنام فرصت براى كسب علم و مجهّز شدن به سلاح فكرى است. استعدادها نباید در این حوزه هدر برود.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
بحرین
EmamHadi